پذیرش و چاپ مقاله به نام مرکز آموزش علمی کاربردی خانه کارگر لامرد با موضوع: «بررسی انتقادی بازخورد بیوژئوشیمیایی و نقاط عطف اکولوژیکی در ترسیب کربن زمینی و زمین‌شناسی فراتر از افق کوتاه‌مدت» در همایش بین المللی کشاورزی، صنایع غذایی و محیط زیست

اکوسیستم‌های زمینی و مخازن زمین‌شناختی، زیربنای حذف مقیاس گیگاتنِ دی‌اکسیدکربن (CO₂) از اتمسفر هستند؛ بااین‌حال، بازخوردهای زیست‌ژئوشیمیایی و نقاط واژگونی بوم‌شناختی ممکن است طی مقیاس‌های زمانی چنددهه‌ای تا چندصدساله، میزان ترسیب کربن را کاهش داده یا حتی معکوس کنند. این غیرخطی‌بودن‌ها در حوزه‌های مختلف به‌صورت نابرابر مفهوم‌سازی، شناسایی و مدل‌سازی شده‌اند و در حال حاضر هیچ چارچوب هماهنگ و یکپارچه‌ای برای هشدار زودهنگام وجود ندارد. هدف:این مطالعه بررسی می‌کند که بازخوردها و نقاط واژگونی چگونه در مخازن کربن زمینی در مقایسه با مخازن زمین‌شناختی تعریف، شناسایی و مدل‌سازی می‌شوند. همچنین عدم تقارن‌های روش‌شناختی و شکاف‌های اعتبارسنجی را آشکار کرده و یک معماری یکپارچه برای سامانه‌های پایش چنددهه‌ای پیشنهاد می‌کند. روش‌ها:پایگاه‌های Web of Science، Scopus و GeoRef برای بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ جست‌وجو شدند. در مجموع ۵۰۱ رکورد شناسایی شد که پس از حذف موارد تکراری، ۳۴۰ مورد غربالگری شدند و ۲۴۷ مورد به‌طور کامل ارزیابی شدند. از این میان، ۱۷۹ رکورد به دلیل تمرکز نامرتبط، ۷۸ مورد به دلیل نمایه‌سازی‌نشدن، ۴۱ مورد به دلیل غیرانگلیسی‌بودن، ۹ مورد به دلیل جزئیات ناکافی و ۲۸ مورد به دلیل موارد دیگر کنار گذاشته شدند. در نهایت، ۶۸ مطالعه تجربی اصلی و ۲۲ منبع نظری انتخاب شدند. غربالگری در نرم‌افزار Rayyan با بررسی دوگانه و داوری نفر سوم انجام شد و ارزیابی کیفیت از چارچوب PRISMA 2020 پیروی کرد. ترکیب و تحلیل داده‌ها به‌صورت موضوعی انجام شد و ویژگی‌ها در جداول ۱ و ۲ و شکل‌های ۲ تا ۴ دسته‌بندی شدند. نتایج:بوم‌شناسی زمینی در زمینه شاخص‌های کاهش سرعت نزدیک‌شدن به نقطه بحرانی به همگرایی رسیده است؛ از جمله افزایش خودهمبستگی و افزایش واریانس. در مقابل، مطالعات مربوط به ذخیره‌سازی زمین‌شناختی، بازخورد را بیشتر به‌صورت تله‌اندازی تدریجی مواد معدنی و خستگی ظرفیت سنگ در نظر گرفته‌اند و گونه‌شناسی نقاط واژگونی در آن‌ها به‌خوبی عملیاتی نشده است. علوم خاک در زمینه آزمایش‌های دستکاری‌شده و مدل‌های صریح میکروبی (MIMICS) عملکرد بهتری دارد؛ اما مطالعات زیرسطحی عمدتاً به تصویربرداری ژئوفیزیکی کوتاه‌مدت و شبیه‌سازی‌های انتقال واکنشی متکی هستند که فاقد اعتبارسنجی بلندمدت‌اند. پروژه‌های زیرسطحی مانند Sleipner، Otway و CarbFix معمولاً دوره‌های آزمایشی حدود ۱۰ تا ۲۵ ساله دارند، درحالی‌که رصدخانه‌های زمینی از داده‌های ۳۰ تا ۴۰ ساله برخوردارند. بازخوردهای مربوط به مقیاس‌های زمانی چندصدساله همچنان از نظر تجربی اعتبارسنجی نشده‌اند. در این مطالعه، کارایی مصرف کربن میکروبی، سینتیک انحلال–رسوب‌گذاری مواد معدنی و تغییرات وضعیت جوامع گیاهی در چارچوب یکپارچه‌ای با نام NEST-CARB ادغام شده‌اند؛ چارچوبی که هیسترزیس (وابستگی وضعیت سیستم به تاریخچه تغییرات آن) را ردیابی می‌کند. نتیجه‌گیری:کالیبره‌کردن داده‌های چنددهه‌ای برای پیش‌بینی پایداری چندصدساله، یعنی تکیه بر «افق کوتاه‌مدت»، به‌طور نظام‌مند برآوردهای پایداری را بیش از حد خوش‌بینانه می‌کند. چارچوب NEST-CARB یک سامانه پایش لایه‌ای و تو‌در‌تو ارائه می‌دهد که پروتکل‌های استاندارد هشدار زودهنگام، وارون‌سازی ژئوفیزیکی مشترک و ردیابی ایزوتوپی اختصاصی برای ترکیبات مختلف را به یکدیگر متصل می‌کند و زیرساختی برای اعتبارسنجی در بازه زمانی چنددهه‌ای تا چندصدساله فراهم می‌سازد. رفع این شکاف، بیش از آنکه صرفاً به داده‌های بیشتر نیاز داشته باشد، مستلزم هماهنگ‌سازی روش‌شناختی و توجه جدی به مقیاس زمانی است. کلیدواژه‌ها حذف دی‌اکسیدکربن (CDR)، ماندگاری مخزن کربن، نقاط واژگونی بوم‌شناختی، سیگنال‌های هشدار زودهنگام، ذخیره‌سازی زمین‌شناختی کربن
keyboard_arrow_up